عبد الحي حبيبى

918

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

كه حسين منصور حلاج بمراتب غلو و افراط در ان رسيد . در نزد صوفيان اين مكتب جمال ازلى به تمام معانى نامحدود است ، و آغاز و انجام و چپ و راست و بالا و پايين ندارد ، و از تمام قيود به كلى پاك است « 1 » ، پس درك حقيقت نهائى بوسيله حالت شعور فوق الحسى شده مىتواند ، در حالى كه اين حقيقت غائى واحد و غير شخصى است . 3 / گروه سوم يعنى صوفيان اشراقى را علامه اقبال طرفداران مكتب « حقيقت بحيث نور » ناميده كه نور يا فكر را اصل حقيقت دانند ، و اين مطلب را از قول يكنفر شارح صوفى محمد شريف هراتى چنين شرح ميدهد : « حقيقت نهائى تمام موجودات نور قاهر است ، يعنى همان نور مطلقى كه در ماهيت آن تجلى مستمر داخل است و هيچ چيز ازين نور مرئى نيست ، و بنابرين ماهيت اين نور ظهور اوست . » « 2 » چون ترتيب و تبويب افكار اشراقى به دو قرن اول اسلامى كه مورد بحث ماست متعلق نبوده و بعد از ان صورت گرفته است ، بنابرين از شرح مزيد آن ميگذريم ، و آن را بموقع خود ميگذاريم .

--> ( 1 ) - مقصد اقصى از نسفى ورق 8 ب خطى ( 2 ) - شرح انواريه بر حكمت الاشراق ورق 10 خطى كتب‌خانهء برلن . تلخيص اين مبحث از فلسفهء عجم علامه اقبال 134 ببعد ترجمه اردو طبع حيدرآباد دكن 1946 م